تبلیغات
بزرگترین سایت تفریحیzez.ir بزرگترین سایت تفریحیzez.ir - بازم چرندو پرند
 

بازم چرندو پرند

نویسنده: مهسا موضوع: مطالب خواندنی و باحال، 

 

برای زخم مرهم آفریدند تو را زیبای عالم آفریدند
یكی را لایق مدح و ستایش یكی را در خور ذم آفریدند
تو را خوشبو از گل خلق كردند مرا با دود ، با دم آفریدند
یكی را در سفر در حال گردش تو را در خانه كم كم آفریدند
برای عده ای جمشید و ایرج برای بنده شبنم آفریدند
نگو حاجی سه زن دارد ، یقینا طرف را قرص و محكم آفریدند
تو را خوشمزه تر از موز و كیوی مرا با طعم شلغم آفریدند
تو را ایام تعطیل نوروز مرا ماه محرم آفریدند
برای آنكه در یادت بمانم تو را گوشی مرا رم آفریدند
در این دنیا كه یك حوا ندارد فراوان شكل آدم آفریدند
به نام حمزه و عباس و اصغر هزاران ابن ملجم آفریدند
گسل هایی كه سهم كافران بود چرا در حوزه بم آفریدند
....شبی عارف به خوابم آمد چرا یك عذه ای را خم آفریدند
تملق میكنند این عده یا نه همان كه فكر كردم آفریدند
به او گفتم ، به تو ربطی ندارد در این جا جنس در هم آفریدند
لنگه كفش
از گمان و حدس و باور لنگه كفش میرود گاهی فراتر لنگه كفش
بعد از این حتی حقوق مرد و زن میكند بی شك برابر لنگه كفش
مطمئنا خورده بر فرق پدر لنگه كفش گر نباشد پای مادر لنگه كفش
می خورد بر جای جای هیكلت لنگه كفش كی شود قانع به یك سر لنگه كفش
در مساجد نیز دیدم عده ای میبرند از پای منبر لنگه كفش
جفت آن البته لازم میشود شد ردیف شعر ما گر لنگه كفش
مال مومن را حلالش خوانده اند پس نخواهد داد دیگر لنگه كفش
آن قدر داغ است بازارش لنگه كفش داغ تر از لیگ برتز لنگه كفش
آبی و قرمز فراموشش كنید میشود یك روز سرور لنگه كفش
گاه از دست تماشاگر نما می خورد آنجای داور لنگه كفش
ظالمی را گر ببینید در جهان میزند بر سیم آخر لنگه كفش
سز بزن در عمق تاریخ بشر ناز شصتش كرده محشر لنگه كفش
كله های گنده و پر فیس و باد بی محابا كرده پنجر لنگه كفش
پادشاه و خان و سردارو وزیر نام هر یك دارد از بر لنگه كفش
فی المثل آن شاه سابق خورده است در حرم خانه فزوتنر لنگه كفش
از سریا فوزیه یا از فرح خورده او بی حد و بی مرز لنگه كفش
مرگ بر جوراب و شرت و پیرهن صد درود و تهنیت بر لنگه كفش
دیدی آخر برد در خاك عراق آبروی آن ستمگر لنگه كفش
عاقبت آدم حسابی میشود خورد اگر بر كله خر لنگه كفش
آن كه میخندد خودش هم سال ها خاطراتی دارد از لنگه كفش
ای كه پا در كفش مردم كرده ای می خوری روزی برادر لنگه كفش
دل
تو اوج سر كشی هم سر براهی سفیدی ظاهرا اما سیاهی
تو بردی آبروی هر چی مرده بسوزی دل كه آب زیركاهی
رایگان
در اینجا وضعیت امن و امان است هر آن چیز بخواهی رایگان است
نباشد مشكلی از دید شاعر به غیر از قافیه كان هم چاخان است
دست پا چلفتی
تو هر كاری كمك از من گرفتی فقط هر چی بهت دادن گرفتی
توی دس پا چلفتی دست تنها نمیدنم چطوری زن گرفتی
30درصد
شب های فراق مونسم بی خوابی ست در حسرت بوسه كار لب بی تابی ست
با لنز ودماغ مژه مصنوعی سی درصد جنس خواهران قلابی ست
مدرك
گفتم كه نخوان دوباره وی میخواند هی میگویم نخوان و هی میخواند
فردا كه گرفت مدركش ، در كوچه آواز دلی دلی دلی میخواند
چه میشه ؟
هوای جیب ملت گرگ و میشه واسه دشمن از این بهتر نمیشه
تو این چن ساله با سعی فراوان جیبا جولانگه ساس و شیپیشه
میگن با لطف این دولت ایشاالله شیپیش ها ریشه كن میشن همیشه
با این طرح جدید اقتصادی نمیدونم در آینده چی میشه
میگه آقا دل دولت و نشكون تو حرفات مث سنگه اونا شیشه
تموم مشكلات نسل حاضر فقط اینترنتو سی دی و دیشه
تو جیب بچه ها جای لواشك كی گفته مملو از پان و حشیشه
حالا كلی كلاس رفته بالا كریستال اومده همراه شیشه
كه البته همون جنس كریستال الان اصلش دیگه پیدا نمیشه
اگه تكرار شد بازم نمیشه ببخشین واقعا دیدم نمیشه
حلب می خواس بشه تو سن بالا تا دید آشغالارو میخواد قوطی شه
شب جمعه نشسته رو به مشهد دلش اما تو بازارای كیشه
شبا شیرین كه زد از خونه بیرون فری وافوره دستش جای تیشه
بگردن دخترا دنبال شوهر پسرها كارشون ناز و قمیشه
نترس از های وهوی این جوون ها كسی كه پشتته از نسل پیشه
اگه سابق سبیلا جذبه ای داشت حالا قدرت دیگه تو دست ریشه
ولی ما بر خلاف خارجی ها ریشامونم اساسا داره ریشه
به هر صورت بدون كه شیر شیره چه شیر پاكتی چه شیر بیشه
یكی از قیمتش پشتش بلرزه یكی از هیبتش دلها پریشه
میگم دو ضربدر دو چن میشه میگه جمعش زدم دیدم كه شیشه
تو هم یه گوشه ای باید بمیری اگه اصلا نداری خورده شیشه
از مرد به زن
ای همسر با هوش من سیلی نزن در گوش من
تو پیش از اینها دیده ای هم نیش من هم نوش من
كم پا برهنه پا بنه بر خاطر مخدوش من
دسته چكم در جیب تو بار شما بر دوش من
من شوهر خوش تیپ تو تو همسر خوش پوش من
من گربه رام توام ای نازنین ای موش من
من هم هویج ات میشدم گر می شدی خرگوش من
در زندگی سردم كمی ای چهره خود جوش من
بی تو نمیامد پدید فرزانه و فرنوش من
صد بار شستم دامنت تو شسته ای تك پوش من ؟
سبكی نوین آورده ای نیما شدی در یوش من
ای عكس من در خوشگلی تصویر بی روتوش من
در فدمتت شك كرده ام ای شوشتر از شوش من
من كیمیای هستی ات تو بی وفا گوگوش من
وقت عزا دوری زمن در شادی او هم دوش من
اتشفشان خفته در خاكستر خاموش من
آنجا كه تو بد میشوی تو دیده ای پا پوش من
وقتی كه تو خوبی واسم بازه واست آغوش من
گرما
مدلهای مد روزت منو كشت عزیزم اون دك و پزت منو كشت
تو ایم گرما نرو از خونه بیرون سراپای عرق سوزت منو كشت
عشق خاك بر سر
نه تنها آن كه حتی این ندارم برای درد خود تسكین ندارم
شبی گفتم تو را میدزدم آخر ولی خاكم بر سر ماشین ندارم
خدمت
تو با من آنقدر ها بد نكردی میتونستی ولی اونقدر نكردی
تو هر دستی كه اومد زیر میزت فقط من باب خدمت رد نكردی
خوردیم
ما غصه بی قراری دل خوردیم از دست زمانه مهر باطل خوردیم
هر دو دلمان به حال هم میسوزد از بس سر كوچه ها فلافل خوردیم
غنی سازی
باز با احساس من بازی نكن در میان جمع طنازی نكن
مملكت فعلا مگر تحریم نیست پس تو هم فكر غنی سازی نكن
دست كج
دو دست عده ای وقتی كه كج شد دو پای خلق مستضعف فلج شد
كلید فقل قشر كم درآمد حدیث صبر مفتاح الفرج شد
پیامك
با خنده خود به غصه پاتك بزنیم كم طعنه به خنده های دلقك بزنیم
چون دیدن تو مشكل شرعی دارد این وقت شبی بیا پیامك بزنیم
میخواهد
مرد گاهی سیبیل میخواهد مردی اما دلیل میخواهد
هر كس كه میزند دم از مردی فرق او دسته بیل میخواهد
دختر هم به مادرش می گفت شوهر زن ذلیل میخواهد
گفته تا قافیه درست شود پسر مش خلیل میخواهد
متهم اگر چه شخص داماد است نو عروسش وكیل میخواهد
در مثل هر كجا كه فنجان است قبل از آن نام فیل میخواهد
خر اگر یونجه میخورد بی شك كامیون گازوییل میخواهد
این موارد كه گفته شد آیا این همه قیل و فال میخواهد

 

() نظرات